محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
202
آيين شهردارى ( فارسى )
چنان كه معمولا كسى كه به سبب نقصان مهرهها نمىتواند شاه را بگيرد ( شهمات كند ) به محاصرهء او مىپردازند « 1 » ، و اين بازى محتاج تفصيل است اما در اين مختصر ميسر نيست . گروهى از صحابه و تابعين از جمله عبد اللّه ابن زبير ، ابن عباس ، ابو هريره ، سعيد بن جبير و عطاء به بازى شطرنج پرداختهاند . اما نگهدارى كبوتر براى آوازش و نيز سرگرمى و خواباندن مرغ روى تخم بىاشكال است و مسخرگى پيشه كردن و سخنان خندهآور گفتن و جامهء غير متعارف پوشيدن ، چنان كه فقيه قبا بپوشد يا كلاه كلوته « 2 » گذارد كه در شهر وى معمول نباشد خلاف جوانمردى است و هركه سرش برهنه ( بىكلاه ) باشد و پاهاى خود را در ميان مردم دراز كند چنان كه خلاف رسوم ايشان باشد ، نيز ناجوانمردى كرده است . و شايسته است كه شاهد در كوچه و بازار و پيش چشم مردم غذا نخورد و در شارع عام بول نكند و كالايى كه خريده است به سبب بخل در مزد حمالى ، خود برندارد . صاحبان حرفههاى پست از قبيل حجامت و پارچهبافى و نگهبانى و كار كردن در گرمابه و جمع كردن فضلات گوشت قصابان و ماهى فروشى و جز آنها مىتوانند شهادت بدهند و گواهى آنان پذيرفته است ، زيرا كارشان مورد حاجت است ، و به گفتهء بعضى شهادتشان مقبول نيست ، زيرا اتخاذ شغلى با توجه به اينكه مردم آن را پست مىشمارند دليل سبك عقلى ايشان است ، و قول ديگر اين است كه هرچه از نظر دين پست باشد مذموم است
--> ( 1 ) - اين كار در اصطلاح شطرنجبازان كيش دادن است . ( 2 ) - كلوته كلاهى است گوشهدار كه لاى بين آستر و رويهء آن را پنبه كنند و آن را كودكان و نيز صوفيان پوشند و گوشههاى آن را در زير چانه بندند : صوفى شدى ز خوف سيه شد لباس تو * چون صوفيان كلوته به سر بر عقيق رنگ ( سوزنى ) ر ك : فرهنگ فارسى معين .